سینماسینما، گلاره محمدی هشتاد سال پیش، در چنین روزهایی ایران علیرغم اعلام بی طرفی، درگیر جنگ جهانی دوم بود. در پی حمله نیروهای متفقین و اشغال شهرهای کشور، ارتش ایران متلاشی شد و … شاید تاکنون تنها صحنه ها یا لحظاتی از این واقعه تاریخی در برخی از فیلم ها یا سریال‌های ایرانی به نمایش […]

سینماسینما، گلاره محمدی

هشتاد سال پیش، در چنین روزهایی ایران علیرغم اعلام بی طرفی، درگیر جنگ جهانی دوم بود. در پی حمله نیروهای متفقین و اشغال شهرهای کشور، ارتش ایران متلاشی شد و … شاید تاکنون تنها صحنه ها یا لحظاتی از این واقعه تاریخی در برخی از فیلم ها یا سریال‌های ایرانی به نمایش درآمده باشد(از صحنه هایی در «هزاردستانِ» علی حاتمی تا «درچشم بادِ» مسعود جعفری جوزانی) اما «خاتون» تمام و کمال روایتگر ایرانِ سال‌های اِشغال است. آنچه در ۶ قسمت نخست این سریال به نمایش درآمده تلاشی است در جهت مستندنگاری آن سالها و عینییت بخشیدن به مقطعی به غایت مهم و تاثیرگذار از تاریخ معاصر ایران که در قسمت‌های بعد قطعاً بسط و گسترش یافته و در زمانی دیگر به آن خواهم پرداخت.
باید دید چه چیز در «خاتون» باعث شده مخاطب عام و خاص جذب اثر شده و آن را پیگیرانه دنبال کنند. فارغ از تبلیغات، گروه بازیگران حرفه ای و گریم های منحصر به فرد آنها و سایر عوامل فرامتنی، خلق بستری مناسب برای بیان روایت یا به عبارت دیگر شکل گیری درست فضای بصری، نقش تعیین کننده ای در پیشبرد روند فیلمنامه ایفا کرده است. در این زمینه مثلث طراح صحنه، طراح لباس، مدیر فیلمبرداری حضوری پررنگ و انکارنشدنی داشته و ایده ها و انتخاب‌هایشان در تعیین سرنوشت کلیت اثر، قابل چشم‌پوشی نیست.
مهمترین ویژگی در طراحی هنری «خاتون» تفکیک دو بخش صحنه و لباس و در عین حال هماهنگی و انسجام این دو مقوله است که به عنوان نمونه ای موفق می توان به آن اشاره کرد.
نکته ای که در طراحی صحنه آثار تاریخی نمی توان نادیده گرفت، عدم بهره‌مندی سینمای ایران از نظام استودیویی است که این موضوع طراح صحنه را با چالش های متعددی روبرو می کند و در چنین شرایطی است که موفقیت طراح بیش از پیش به چشم می آید. کامیاب امین عشایری در  «خاتون» با اشراف بر مواردی چون موقعیت تاریخی و جغرافیایی و نیز معماری آن دوران خاص، در کنار پالت رنگی که متناسب با فضاهای مشروح در فیلمنامه به کار گرفته، مکان‌هایی را طراحی کرده که نه تنها بخش مهمی از بار دراماتیک داستان را به دوش می کشند، بلکه سندی تاریخی از دورانی سپری شده به حساب می آیند. تاکید بر خاکستری های رنگی و عدم استفاده از رنگ های شارپ (که چشم مخاطب را به خود متوجه می‌کند) و حضور موثر نورهای دقیق و حساب شده (در هماهنگی با فیلمبردار ) را می توان از نقاط قوت در خلق فضای بصری «خاتون» برشمرد.
در همین راستا و در زمینه طراحی لباس هم سارا سمیعی با مطالعه دقیق از شخصیت‌های حاضر در سال‌های دهه بیست و در هماهنگی با هویت بصری شکل گرفته در بستر داستان، همان دید مستندنگارانه را در شخصیت‌هایی چون فهیمه اکبر (با بازی غزل شاکری) و موسیو آرسن (با بازی قربان نجفی) به نمایش گذاشته است. انتخاب مدل لباس ها و آکسسوار متداول در آن دوران و نیز انتخاب رنگ و رسیدن به هارمونی در پالت رنگ صحنه و لباس در قسمت های به نمایش درآمده، از ویژگی های منحصر به فرد و تحسین برانگیز این اثر محسوب می شود.
برای تحلیل بهتر و بیشتر باید دید نقاط قوتی که به آن اشاره شد در ادامه داستان چه سرانجامی پیدا خواهند کرد و آنچه تاکنون مخاطب را با «خاتونِ» تینا پاکروان همراه کرده، رضایت او را تا قسمت‌های پایانی حفظ خواهد کرد؟ به گمانم با آنچه تا این لحظه شاهدش بودیم می توان امیدوار بود و انتظار داشت این سریال جای خالی عاشقانه ای در دل تاریخ معاصر ایران را با روایتی اثرگذار، پُر کند.