حکایت ضرب‌المثل «همین آش است و همین کاسه»
حکایت ضرب‌المثل «همین آش است و همین کاسه»
ضرب‌المثل امروز حکایت کوتاهی را از ضرب‌المثل «همین آش است و همین کاسه»

شهریاریها ، مَثَل‌ها داستان زندگی مردم‌اند و چون آیینه‌ای روشن، آیین‌ها، تاریخ، هوش، بینش و فرهنگ ملت را در خود نشان می‌دهند. «مَثَل واژه‌ای است که از عربی به فارسی راه یافته و آنچنان که می‌نویسند از ماده مثول بر وزن عقول به معنی شبیه بودن چیزی به چیز دیگر یا به معنای راست ایستادن و بر پای بودن آمده است».

این واژه در عربی به چند معنا به کار رفته است: مانند و شبیه، برهان و دلیل، مطلق سخن و حدیث، پند و عبرت، نشانه و علامت. در اصطلاح اهل ادب مثل نوعی خاص از سخن است که آن را به فارسی داستان و و گاهی به تخفبف دستان می‌گویند (رحیمی، ۱۳۸۹).

با این وصف در باشگاه ضرب‌المثل امروز به نقل حکایت کوتاهی از ضرب‌المثل «همین آش است و همین کاسه» می‌پردازیم. 


می‌گویند که در زمان نادرشاه، یکی از مسئولین به مردم بسیار ظلم می‌کرده و خراج اضافی از آن‌ها مطالبه می‌کرده است.
مردم از این سختگیری به ستوه آمدند و نماینده‌ای را نزد نادرشاه فرستادند تا شکایت از فرد متخلف را به او برساند.
نادر پیغامی را برای آن مسئول می‌فرستد و از او می‌خواهد که این ظلم را کنار بگذارد؛ اما او گوشش به این حرف‌ها بدهکار نبود و همچنان به ستم مردم ادامه می‌داد.
این خبر که به گوش نادر رسید، چون دوست نداشت که از فرمان او سرپیچی بشود و اینکه می‌خواست برای دیگر درس عبرتی بسازد، دستور داد تا همه مردم و مسئولین جمع شوند. سپس مسئول خاطی را دستور داد تا دستگیر و او را قطعه قطعه کنند و از او آشی تهیه کنند.
بعد به همه یک کاسه آش داد و گفت: از این به بعد هر فردی ظلمی کند و بیش از خراجی که باید مطالبه کند، آش همین آش است و کاسه همین کاسه.